همیشه به همه سفارش میکردم اون جمله ی معروف رو به خاطر داشته باشید، در هر شرایطی .."شما فرد ارزشمندی هستین!! برای هیچکس به اندازه ی خودتون دست نزنین! بخاطر هیچکس سطح خودتون رو پایین نیارین! شما اونقدر ارزشمندی هستین که هرکسی شما رو بخواد داشته باشه، مطمینا اندازه ی شما رو هم خواهد پذیرفت!"این روزا... احساسات بد و دردآلودی رو تجربه میکنم . دردآلوده.. چون میدونم درد از کجاست؟ دارم ساده لوحانه، اندازه ی خودم رو برای سه شخص، که یکی شون خیلی برام عزیزه، کوچیک میکنم! دارم اندازه خودم رو به بدترین شکل دستکاری میکنم .. نه اینکه بزرگش کنم!! نه .. دارم اندازه ای رو که برای همه قابل احترام و کاملا ارزشمند بود، و کسی جرات نداشت بهش دست درازی و بی احترامی کنه، کوچیک میکنم !!درد دارم!!خیلی شدید درد دارم و حالم اصلا خوب نیست !حس میکنم با یک دیوار از جنس بُتُن تصادف شدیدی کردم. اما نمیتونم بستری بشم! فاجعه اینجاست کسی که اعتقاد داشتم میتونه حمایتم کنه، بشکل ناباورانه ای، اولویتش نیستم!دوستم داره .. خیلی !! اما اونقدر که ترس از دست دادن بقیه رو داره، برای از دست دادن من اصلا نگران نیست !!شاید نباید بهش اطمینان میدادم که خیلی دوستش دارم! حس میکنم منو برای وقت های اضافه ی زندگیش میخواد. برای لحظاتی که از اون دو نفر خیالش جمع و راحته !! و این فکر باعث میشه حالم بدتر و بدتر بشه !! احساس میکنم طی همین مدت کوتاه، عزت نفسم داره کمتر و کمتر میشه! حس می کنم بلور ِ باورهام، شخصیت ام و علایق ام ترک برمیداره!درد دارم و تمام استخون هام شکسته !! هیچوقت تا اینحد روحم آسیب ندیده بود !!دلم میخواد بهش بگم مراقب گلدون و گل احساسم باش .. گلی که اینهمه صادقانه دوستت داره! اگه این گیاه آب و توجه دریافت نکنه .. هیچ
برچسب:
نویسنده: یونا زارعیپور
تاريخ: يکشنبه
17 دی
1402 ساعت: 16:32